در آغوش باد رها شده ام
تنها و سرگردان
در جستجوی خودم گام بر می دارم به سوی نیستی به سوی هستی
گم می شوم در مثنوی چشمانت
در غزلیات کلامت
باد مرا چو پر کاهی از زمین بلند می کند
من قاصدکی سرگردانم
در آغازین فصل سال
مرا در مزرعه قلبت جای بده
گل خواهم داد
برایم سیب بیاور و گندم
می خواهم هبوط کنم
به آغوش تو!
برچسب: هبوط, نویسنده: رویا پارسامنش تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:45
در ذهنم آشوب است
و آن زن غمگین روستایی مدام در دلم می گرید
آن مرد رفته است
و حالا این زن می داند
دنیا ویرانه کوچکی است که تنها با دستان خودش آباد می شود!
مریم یکرنگی
برچسب: غمگین, نویسنده: رویا پارسامنش تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:45
می شناسمت
چشمان تو دو خورشید تابان است
و دستهای تو پیام آوربهار
نفس بکش،رایحه نفس های تو مسیحایی است
چشماهایت را که می بندی یخ می زنم!
مریم یکرنگی
برچسب: آشنا, نویسنده: رویا پارسامنش تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:45